تبلیغات
گروه ویزا - سیاست دموکراسی سازی در سیاست خارجی آمریکا؛ منافع و روشها
گروه ویزا
وبلاگی برای امور خارجی دولت اسلامی

خوب است بخوانید

نظرسنجی

  • در سرنگونی سرهنگ قذافی کدام گروه تاثیر بیشتری داشتند؟




آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سیاست دموکراسی سازی در سیاست خارجی آمریکا؛ منافع و روشها

این مطلب در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
سیاست ترویج دموکراسی از همان ابتدای تشکیل دولت امریکا خصوصا پس از ویلسون مورد توجه دولتمردان این کشور بوده است. امریکا همواره گسترش و ایجاد دموکراسی در سراسر جهان به کمک قدرت سخت و نرم خود مورد توجه قرار داده است. اگرچه دولتمردان امریکا دموکراسی را همواره خیر عمومی برای مخاطبان خود در سایر ملتها معرفی می کنند، اما این سیاست عمدتا منافع حیاتی امریکا را تامین می کند. به بیان دیگر امریکا هویت خود را در نظام بین الملل از اعمال این سیاست بدست می آورد.
باقی در ادامه مطلب...

سیاست ترویج دموکراسی از همان ابتدای تشکیل دولت امریکا خصوصا پس از ویلسون مورد توجه دولتمردان این کشور بوده است. امریکا همواره با یک نگاه ارزش­مدارانه به لیبرال دموکراسی نگریسته است. و گسترش و ایجاد آن را در سراسر جهان به کمک قدرت سخت و نرم خود مورد توجه قرار داده است. اگرچه دولتمردان امریکا دموکراسی را همواره خیر عمومی برای مخاطبان خود در سایر ملتها معرفی می­کنند، اما این سیاست عمدتا منافع حیاتی و موجودیتی امریکا را تامین می­کند. و در واقع امریکا هویت خود را در نظام بین الملل از اعمال این سیاست بدست می­آورد. به علاوه ترویج و استقرار دموکراسی در مناطقی که امریکا در دوره­های مختلف بر اعمال این سیاست در آنها تاکید می کند تامین کننده منافع کوتاه مدت­تر امریکا نیز می­باشد.

در این مقاله در صددیم تا منافع پشت پرده امریکا را از این سیاست بررسی کرده و روش هایی را که امریکا به مدد آنها به بسط و گسترش این سیاست می­پردازد را در یک نگاه کلی مشخص کنیم.

دموکراسی در سیاست امریکا همیشه به عنوان یک ارزش و نمونه مطلوب از حکومت داری و شیوه زندگی که امریکائیان آن را برای اولین بار در جامعه خود بنا کرده اند  برای سایرین تبلیغ شده است. که به خاطر این سبقه تاریخی مسئولیتی ویژه برای گسترش آن به سراسر جهان دارند. اما منافع امریکا در آن بسیار بیشتر از سایرین است. و البته در بسیاری از موارد این سیاست صرفا سرپوشی برای مداخلات امریکا در دیگر کشور ها بوده است و منافعی که در زیر  به انها اشاره می کنیم  منافعی جانبی بر این امر بوده اند. مادلین البرایت وزیر امورخارجه کلینتون معتقد است، آن گونه که گفته می­شود، سیاست گسترش دموکراسی فقط یک حق و تکلیف برای امریکا نیست ؛ بلکه یک سیاست هوشمندانه است که با وجهه­ای اخلاقی منافع امریکا را بیش از آنچه تصور می شود برآورده می­کند.[1]

گزارش وودرو ویلسون رئیس­جمهور امریکا به کنگره مبنی براین بود که امریکا باید یک جهان امن برای دموکراسی ایجاد کند و این فقط یک بحث اخلاقی برای امریکا نبود بلکه ویلسون دریافته بود که حکومت­های دموکراتیک همکاران بهتری از حکومت های پادشاهی و استبدادی هستند. و منافع امریکا را بهتر تامین می­کنند. و آن را یک امر ضروری برای حفط منافع امریکا بیان می­کند. تونی اسمیت استاد تاریخ امریکا مدعی است که امریکا در قرن 20 چارچوبی را ایجاد کرد که در آن دمکراسی­سازی نقش آشکاری را بازی می­کند. در این چارچوب تاکید بر امنیت جهانی، بازار جهانی، حقوق بین­الملل، نهادها و حق تعیین سرنوشت برای شکل دادن به نظم جهانی مد نظر امریکا قرار گرفت که همه این تلاش­ها جزیی از استراتژی ترویج دموکراسی بود[2]یعنی ترویج لیبرالیسم در قالب حیات دموکراسی در جهان برای آینده نظم امریکایی ضروری است .

 گسترش دموکراسی را می توان در قالب تامین منافع «حیاتی» و «اساسی» امریکا تبین کرد. منافع ملی امریکا سه عنصر دارد. 1- تضمین امنیت ایالت متحده با کسب قدرت خصوصا نیروی نظامی 2- تداوم رونق اقتصادی امریکا و متحدانش و به علاوه تسهیل همکاری با منافع کشور­هایی که در خدمت منافع امریکا هستند. 3- حفظ ثبات نظام حاکم بر جهان.[3]  مجموعه این سه عنصر به عنوان منافع نیرومند­ترین کشور در جهان منافع امریکا را تامین می کند. که ترویج دموکراسی به طرق زیر منافع مذکور را برای امریکا تامین می­کند.

ایده بزرگ: گسترش دموکراسی اولین اولویت خود را در حفظ هژمونی امریکا می­یابد.  ریمون ارون  معتقد است قدرت یک قدرت بزرگ زمانی کاهش پیدا می­کند که حمایت از یک ایده را متوقف کند. بدون چنین ایده­ای برای امریکا کشورهای دیگر مقاومت بیشتری در برابر او می­کنند و راحت­تر می­توانند خود را با او به تعادل برسانند. ترویج دموکراسی به عنوان یک ایده از زمان 14گانه ویلسون تا ریگان کلینتون و بوش مطرح بوده است.[4]

ارتقا دموکراسی و همسویی با ارزش های امریکا : از آنجایی که معیار دموکراتیک دانستن کشورها از نظر امریکا پایبندی به اصول و هنجارهای لیبرالیسم است و ترویج اصول دموکراتیک همواره همراه و ملازم ترویج اصول لیبرالیسم بوده است و بیشتر از خود دموکراسی به آن توجه نشان می دهد در نتیجه اثرات ناشی از ترویج دموکراسی در داخل بازیگرانی را رغم می­زند که همسویی با ارزش­های امریکا حس می­کنند و چالش جدی برای منافع حیاتی امریکا ایجاد نمی­کنند. [5]پذیرش دموکراسی لیبرال پذیرش هنجارهای لیبرالی است که تضمین کننده هنجار­ها و قواعد نظم موجود است در واقع پذیرش دموکراسی لیبرال ارزش ها و هنجار­های سیستم را تقویت و بازتولید می­کند . اگر عملکرد بازیگران در چارچوب ارزش های حیات دهنده به سیستم باشد هزینه نگه­داری آن برای قدرت هژمون به طور فزاینده­ای کاهش می­یابد. و در صورتی که در تعارض آشکار با ارزش­های سیستم باشد تداوم و بقای آن را برای متنفذین سیستم پر­هزینه می­کند . در واقع ترویج ارزش­های لیبرالی در گام نخست باعث حفظ نظمی می­شود که ایالت متحده بعد از جنگ سرد آن را شکل داده است. و در گام دوم در سیستم تک قطبی بعد از جنگ سرد که بر مبنای نظم نوین جهانی امریکا شکل گرفته و به نحوی سازمان داده شده که منافع هژمون در آن به بهترین نحو تامین شود پس هرچه بازیگران بیشتر بر طبق هنجار­های این سیستم عمل کنند منافع کوتاه مدت امریکا هم بهتر تامین می­شود.[6]و پذیرش لیبرال دموکراسی باعث می­شود که بازیگران منافع خود را در جهت منافع امریکا بازتعریف کنند و خود خواسته به سمت تامین منافع هژمون قدم بردارند.

ارتقا دموکراسی و صلح: این گزاره که دموکراسی­ها هیچگاه با هم نمی­جنگند به یک گزاره بدیهی در ادبیات روابط بین­الملل و در بین بسیاری از مردم جهان  تبدیل شده است.صلح دموکراتیک به عنوان یکی از اصول مسلم سیاست خارجی امریکا در آمده است. که دولتمردان و سیاستگزاران امریکا مرتبا آن را در نظرات خود تکرار می­کنند. کلینتون دموکراسی را سومین ستون سیاست خارجی خود خواند. در چارچوب تز صلح دموراتیک که در دهه 1980طرح شد . طراحان سیاست خارجی امریکا براین باورند که هرچه نقاط اتصال بین بازیگران متعدد­تر باشد، کانالهای بیشتری برای حل منازعات به صورت غیر خشونت­آمیز وجود دارد. دموکراتیک شدن دیگران  منجر به کاهش منازعات میان امریکا و دیگر کشور­ها می­شود. گسترش دموکراسی در واقع بهترین راه برای تضمین امنیت امریکا و برقراری صلحی با دوام است.

دموکراسی و دیپلماسی عمومی: امروزه دیپلماسی عمومی به یکی از مهمترین ارکان دیپلماسی کشور­ها تبدیل شده است. دیپلماسی عمومی در واقع با مخاطب قرار دادن مردم کشور­های هدف تلاش می کند تا به طور غیر­مستقیم بر سیاست دولت­های آنها اثر بگذارد. تاثیر­گذاری مردم بر سیاست دولت­هایشان عمدتا در دولت­های اقتدارگرا به راحتی امکان پذیر نیست و مردم بر سیاست­های دولت ­ها و سرنوشت خودشان نقش چندانی ندارند. به همین دلیل یکی از شرایط تاثیر­گذاری که برای دیپلماسی عمومی مطرح می­کنند دموکراسی بودن کشور­ها وامکان تاثیر­گذاری مردم یک جامعه بر سیاست­های دولت خود می­باشد. امریکا از طریق پیگیری سیاست دموکراتیزاسیون شرایط را برای تاثیر­گذاری دیپلماسی عمومی­اش در کشور­ها در بلند مدت فراهم می­کند.

مبارزه با تروریسم: نگرشی در نو­محافظه کاران وجود دارد که گسترش دموکراسی موجب کاهش رشد افراط­گرایی اسلامی و تروریسم می­شود. آنها معتقدند بنیاد­گرایان اسلامی به دلیل آنکه در جوامع استبدادی خود نتوانسته اند به خواسته های مدنی خود دست یابند به سمت فعالیت­های تروریستی روی آورده­اند . و دموکراتیک کردن جوامع آنها می­تواند فعالیت­های تروریستی که تهدیدی برای امنیت امریکا محسوب می­شود را کاهش دهد و باعث کاهش تضاد و دشمنی آنها با امریکا و نزدیکی بیشتر با ارزش های امریکایی شود .

اظهارات جورج بوش در سخنرانی سالانه ژانویه سال ۲۰۰۴ در کنگره آمریکا، مبین همین ارتباط میان مبارزه با تروریسم و دموکراتیزه کردن خاورمیانه است. بوش در این سخنرانی گفت:  «تا زمانی که خاورمیانه، منطقه‌اى استبداد زده و مملو از خشم و نا­امیدی ­باشد، همچنان به پرورش مردان و جنبش‌هایی خواهد پرداخت که­امنیت آمریکا و دوستان ما را تهدید می­کنند. به همین علت است که آمریکا راهبرد ترویج آزادى در خاورمیانه بزرگ را دنبال می‌کند».[7]

امریکا تلاش بسیاری می­کند تا جنگ های خود را با این سیاست توجیه کند. اما مطالعات آکادمیک ارتباطی میان دموکراتیک بودن و تروریسم نشان نمی­دهد. و بیشتر نشان می­دهند  که رابطه ای سیاسی میان این دو وجود دارد تا رابطه ای علمی. در بسیاری موراد مبارزات بنیاد گرایان اسلامی به دلیل رابطه حکام مستبد خود با امریکا و عدم تعهد به مبانی اسلامی است. چرا که در برخی جاها سیاست گسترش دموکراسی موجب روی کار آمدن بنیاد گرایان اسلامی شده است که منافع امریکا را در منطقه بیشتر به خطر می­اندازند . انتخابات 2005 فلسطین و روی کار آمدن حماس ,انتخابات عراق  و ...نمونه هایی از این دست هستند. رابرت پیپ (Robert Pape) در کتاب اخیر خود تحت عنوان «مردن برای پیروزشدن: منطق استراتژیک تروریسم انتحاری» می‌نویسد: «حملات انتحاری تقریبا همیشه کشورهای دموکراتیک را هدف قرار می‌دهند ولی انگیزه گروههایی که در پشت این بمب‌گذاری­ها قرار دارند، جنگ علیه اشغال نظامی و به‌دست‌آوردن حق استقلال رای ملی است. انگیزه تروریست­ها میل برای ایجاد دموکراسی نیست، بلکه مخالفت با آنچه آنها به‌عنوان سلطه خارجی تصور می‌کنند، موجب برانگیخته‌شدن آنها می‌شود.[8]

دموکراسی راه صلح میان اعراب و اسرائیل :تامین امنیت اسرائیل و کمک به بقای آن همواره یکی از اصول مهم سیاست خارجی امریکا بوده است. در خاورمیانه به طور خاص یکی از دلایل گسترش دموکراسی حل مسئله اعراب و اسرائیل است. شارانسکی در کتاب خود می گوید: صلح میان اسراییل واعراب ممکن نیست مگر آن که اعراب در روند دموکراسی گام بردارند.  شیمون پرز به عنوان نماینده چپگرا در کتاب "خاورمیانه جدید" و بنیامین نتانیاهو به عنوان نماد راستگرایان اسراییل، در کتاب "جایگاه ملت ها" از مقوله دموکراسی به عنوان راه حل سازش با فلسطینیان سخن گفته بودند.این دموکراسی مبتنی بر توسعه طلبی بوده ومعتقد بود روند دمکراتیزاسیون در فلسطین نیاز به مدت مدیدی دارد که طی آن اسراییل بر کل اراضی فلسطینیان سیطره یابد.[9]

اما باید به این نکته توجه داشت که ترویج دموکراسی همیشه همسو با منافع امریکا نیست. سیاست امریکا عمدتا یک سیاست نیمه رئالیستی است . و در مواقعی که منافع امریکا در بر نداشته باشد یا سایر منافع اقتصادی و امنیتیش در خطر باشد از ترویج و گسترش دموکراسی چشم پوشی می­کند. مثل روسیه، چین، قزاقستان، اتیوپی، نیجریه و پاکستان. که امریکا حداکثر تلاش می کند  با کمک به هواداران دموکراسی سعی در اجرای نرم  این هدف انهم در بلند مدت داشته باشد که موجب ایجاد چالش با دولت­های موجود و به خطر افتادن منابع امریکا نگردد. روسیه و چین هردو کشورهایی هستند که آزادی سیاسی و حرکت به سمت لیبرالیزاسیون در سالهای اخیر در آنها روند معکوس داشته اما این باعث نشده که ایالت متحده در رویکرد خود به دلیل منافع امنیتی در روسیه و منافع اقتصادی در چین تغییر بدهد . و فقط ابراز تاسف از اوضاع کرده­اند اما اجازه ندادند موضوع دموکراسی منافع اقتصادی امنیتی دولت را به خط بیاندازد. و یا ایالت متحده  در مبارزه علیه تروریسم، از دولتهای غیر دموکراتیک به عنوان شرکای مفید استفاده کرده است. این الگوی اشنایی در خاورمیانه است .مثل مصر، عربستان، اردن که البته در حال گسترش به جنوب و جنوب شرق اسیا و افریقا است. در مورد اتیوپی هم چون فعلا کمک کار در جهت مبارزه با اسلام گرایان است واکنشی به حکومت استبدادی آن نشان نمی­دهد.در این موارد و نقاط دیگری مانند رواندا، مالزی، موریتانی که نقاط اصلی برخورد با تروریسم و رادیکالیسم اسلامی اند و امریکا نیازمند کمک حکومت­های استبدادی است به حکومت های استبدادی انها توجهی نمی کند. و حتی در مورد حرکت های دموکراسی خواهانه مردم خاورمیانه تا آخرین لحظات از این دیکتاتورها حمایت می کند.

امریکا گاها به خاطر منابع نفت وگاز و ایجاد فرصت برای سرمایه­گذاری شرکت­های انرژی امریکایی، از این هدف دست برداشته است و با اقتدارگرایان همکاری می کند مثل خاورمیانه، اسیای مرکزی و جنوب صحرای افریقا.

به طور کلی سیاست ارتقا دموکراسی در کشورهایی که امریکا منافع قابل توجهی از جمله نفت یا درگیری با تروریسم ندارد مثلا در کشورهایی مانند بلاروس ، برمه ، کوبا و زیمبابوه با جدیت بیشتر دنبال شده است. انتقادات صریح علیه آنها ، بسیج اقدامات دیپلماتیک چند جانبه علیه آنها، کمک­های مالی جهت تقویت مخالفان طرفدار دموکراسی[10] و...از اقدامات صریح امریکا در این مناطق بوده است.  

 

 

 

پی نوشتها



[1] - Michael Cox,G. John Ikenberry and Takashi Inoguchi: American democracy  promotion, Impulses, Strategies, and Impacts, oxford.2000.p80

[2] - Alexander .T.J .lenon: democracy in us security strategy  from promotion to support, project for csis,march 2009. Csis.org.p2-3

[3] - R chara,Nere ,Democracy Promotion and the U.S. National Security Strategy:U.S. National Interest, U.S. Primacy, and Coercion Strategic Insights, Volume VIII, Issue 3 (August 2009),p.32

[4] - democracy program In us security strategy,csis.org. 2010

[5] دهشیار ,حیسن : «هابزی های لیبرال در سیاست خارجه امریکا و ترویج دموکراسی در خاورمیانه», فصلنامه مطالعات خاورمیانه , سال 12 شماره 1 بهار 1384.ص9

[6] دهشیار ,حسین : سیاست خارجی و استراتژی کلان ایالت متحده امریکا ,تهران ,قومس ,1386.ص70-75

[7] میرترابی ,سعید : «نفت و دموکراسی در خاورمیانه, مطالعات خاور میانه » زمستان 1386 و بهار 1387 - شماره 52 و 53

[8] اف گرگوری گاس : :«آیا دموکراسی از تروریسم جلوگیری می کند؟» ,ترجمه حسن پاشا, زمانه ,سال چهارم، آبان 1384 - شماره 38.

[9] شهیدی ,فرزان : تحلیلی از برخورد دوگانه امریکا با دموکراسی ,سایت باشگاه اندیشه 1384

[10] استراتژِ ی امنیت ملی امریکا در قرن 21,تهران ,موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر,ترجمه ابولقاسم راه چمنی ,1383.

درباره وبلاگ

جمله معروفی است: انقلاب ما برای صدور منتظر ویزا نمی ماند.
در اینجا سعی می کنیم محملی باشیم برای صحبت درباره ویزای صدور انقلاب.
مدیر وبلاگ : مسعود براتی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان