تبلیغات
گروه ویزا - بررسی روابط آمریکا و عربستان (1)
گروه ویزا
وبلاگی برای امور خارجی دولت اسلامی

خوب است بخوانید

نظرسنجی

  • در سرنگونی سرهنگ قذافی کدام گروه تاثیر بیشتری داشتند؟




آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بررسی روابط آمریکا و عربستان (1)

کشور عربستان بعد از استقلال همواره یکی از کشورهای مورد حمایت بلوک غرب بوده و سیاست خارجی این کشور در راستای سیاست های جهانی بلوک غرب خصوصا آمریکا است. حفظ منافع دول غربی در منطقه و نقش متعادل کننده در مقابل سیاست های رادیکال جهان عرب ( سیاست­های جمال عبدالناصر) را داشته است. به طور کلی عربستان با سیاست محافظه کارانه و حفظ وضع موجود در منطقه سعی می نماید موازنه سیاسی خاورمیانه را به نفع خود تغییر دهد.

روابط آمریکا با کشورهای خاورمیانه و مولفه های موثر بر این روابط یکی از مهمترین مباحث در میان گروه های سیاسی می باشد. آمریکا به عنوان یک ابرقدرت و منطقه خاورمیانه به دلایل مختلفی از جمله منابع عظیم و سرشار نفتی که در خود دارد از دلایل این اهمیت می باشند.

 

عربستان سعودی از بازیگران با اهمیت در این منطقه است ، این کشور یکی از چهار کشور دارای عظیم ترین  ذخایر ثبت شده نفتی در جهان می باشد و از دیرباز به عنوان متحد سنتی آمریکا در منطقه نقش ایفا کرده است. کشور عربستان بعد از استقلال همواره یکی از کشورهای مورد حمایت بلوک غرب بوده و سیاست خارجی این کشور در راستای سیاست های جهانی بلوک غرب خصوصا آمریکا است. حفظ منافع دول غربی در منطقه و نقش متعادل کننده در مقابل سیاست های رادیکال جهان عرب ( سیاست­های جمال عبدالناصر) را داشته است. به طور کلی عربستان با سیاست محافظه کارانه و حفظ وضع موجود در منطقه سعی می نماید موازنه سیاسی خاورمیانه را به نفع خود تغییر دهد.

 

سیاست آمریکا تحت اهداف دوگانه حفظ ثبات رژیم و دسترسی آمریکا به منابع عظیم نفت عربستان ( شرکت های نفتی آمریکایی در سال 1933 قراردادهایی با حق انخصاری استخراج و صدور نفت خام عربستان امضا نموند ) راهبری شده است. شاه عبدالله عزیز بن سعود، قرارداد اكتشاف نفت با شركت «استاندارد اویل» كالیفرنیا منعقد كرد. همین كه تولید نفت عربستان و ذخایر اثبات شده آن به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم افزایش یافت، روابط استراتژیك میان آمریكا و عربستان سعودی توسعه یافت. سال 1943 اولین بار فرانکلین روزولت بر اهمیت استراتژیک عربستان برای منافع آمریکا تصریح کرد. [1] از زمان حکومت ترومن در 1950 تمام روسای جمهور آمریکا موظف بودند به یکپارچگی قلمروی عربستان اهمیت بورزند.

بعد از شکست آمریکا در ویتنام، در طی دوران جنگ سرد آمریکا سیاست خود را تغییر داد. در این راستا امریکا سیاستی را در پیش گرفت که نیکسون آن را (سیاست دوستونی ) نامید بود که ایران یکی از ستون ها و عربستان ستون دیگر آمریکا در خاورمیانه بود ،یعنی با ارسال تجهیزات نظامی فراوان به دو قدرت بزرگ محلی ایران وعربستان سعودی ،تامین امنیت خلیج فارس را به منظور استمرار منافع امریکا به آنها واگذار کرد.بر اساساین دکترین ،ایران نقش (پایه نظامی) وعربستان سعودی نقش (پایه مالی )ودر عین حال نقش پدر خوانده عربهای منطقه را عهدار گردیدند.

با توجه به این امتیازات (ریچارد نیکسون)رییس جمهور امریکا ووزیر خارجه اش (هنری کیسینجر)در راه بازگشت از مسکو در سال 1351ه.ش(1972م)در ملاقات با شاه ایران ،تسلیح وتجهیز بدون محدودیت ایران پذیرفتند.به دنبال این تصمیم ایران از 1347تا1357ه.ش نزدیک 23میلیارد دلار تسلیحات نظامی از ایالات متحده خریداری کرد. تحت چنین شرایطی شاه ایران از سوی امریکایی ها به عنوان (ژاندارم منطقه) لقب گرفت . ریچارد نیکسون در کتاب جنگ واقعی وصلح واقعی نیز نوشته است: « نفت خون صنعت مدرن است ومنطقه خلیج فارس قلبی است که این خون را مانند تلمبه به جریان می اندازد وراههای دریایی پیرامون خلیج فارس شریانهایی هستند که این خون حیاتی از انها می گذرد. »

.با تحولات اواخر دهه هفتاد این سیاست به سیاست « تک ستونی » تغییر نمود.تلاش صدام حسین برای توسعه حوزه نفوذ منطقه ای و پاگیری اسلام سیاسی در ایران، منجر به این شد که عربستان به تنهایی در سیاست منطقه ای آمریکا محوریت یابد، از این رو سیاست تک ستونی قوت یافت.[2]

 

عربستان روابط رسمی خود را از 1938 تا 1990 با شوروی قطع نمود. روسای جمهور آمریکا آرزو داشتن حکومت خدا محوری عربستان در مقابل جنبش های سکولار ملی گرا در منطقه بین دهه های 50، 60 و 70 بایستد. تصمیم گیرندگان سیاسی آمریکا در دهه 1950 عربستان را « پاپ اسلامی » می دانستند. عربستان هزینه های زیادی برای اهداف خارجی صرف نمود که بیشتر آنها در راستای جنگ سرد بود. عربستان ، ایران ،مصر ، مراکش و فرانسه گروه سفری را تشکیل دادند. که هدف آن جلوگیری از نفوذ شوروی در آفریقا بود.این کارهایی را که آمریکا نمی خواست یا نمی توانست انجام دهد را انجام می دادند.

از هنگام جنگ جهانی دوم به بعد، آمریكا امنیت عربستان سعودی را پنهان و آشكار (قبل و بعد از جنگ خلیج فارس) در عوض عرضه مطمئن نفت از عربستان سعودی تامین كرده اند؛ البته در این میان استثنای كوتاه مدتی هم وجود دارد و آن هم تحویل نفتی كوتاه مدت كشورهای عرب تولیدكننده نفت دراواخر سال 1973 است.

کارتر در زمان ریاست جمهوری­اش اعلام کرد: « هرگونه تلاش که به منظور تسلط بر منطقه خلیج فارس از سوی هر کشور خارجی انجام گیرد ، به مثابه حمله به « امنیت ملی » و « منافع حیاتی » ایالات متحده به حساب خواهد آمد ، و ما با همه وسایل از جمله وسایل نظامی به مقابله با آن خواهیم پرداخت.»[3] ریگان نیز بر همین موضع تاکید کرد.

 

با به هم خوردن توازن قوا در خایج فارس بعد از انقلاب اسلامی ایران ،آمریکا برای حفظ امنیت منطقه در جهت منافع خود ، نیروهای نظامی عربستان را تقویت بخشید تا امکان جانشینی ژاندارم منطقه را فراهم آورد. عربستان تحت تاثیر منافع استرتژیک واشنگتن و نگرانی های امنیتی خود در دهه های 80 و 90 تنها در فاصله سالهای 1985-1991 بالغ بر 52.4 میلیارد دلار در خرید جنگ افزارهای نظامی هزینه کرد.[4] مسئله خرید تسلیحات از آمریکا توسط عربستان یکی از محورهای مستحکم روابط دوکشور است که مورد توجه مسئولین امریکایی بوده است.[5] در سال 1980 آمریکا ساخت 6 پایگاه نظامی با هزینه­ای بالغ بر 27 میلیارد دلار را در عربستان آغاز نمود.[6]

در سال 1979 سه اتفاق رخ داد : تسخیر سفارت آمریکا در ایران ، اشغال حرم مکه ، حمله شوروی به افغانستان . عربستان از ترس نفوذ قدرت خمینی ناچار به تصمیم گیری و پاسخ به این سه سئوال مذهبی بود . افزایش عرق ملی مذهبی اثرات این سه اتفاق بود. عربستان بحران مکه را پاسخ داد ،  راهی برای بسیج کردن نیروها برای جهاد در افغانستان ایجاد کرد که با تشویق آمریکا همراه بود.

 

در دهه 1990، وقوع تحولاتی چون فروپاشی اتحاد شوروی و پایان تهدید کمونیسم، پایان جنگ ایر ان و عراق و به ویژه اشغال کویت از سوی عراق، باعث دگرگونی در نوع نگرانی‌ها و تهدیدات امنیتی سعودی‌ها و همچنین تغییر استراتژی آمریکا در منطقه شد. در این دوره نگرانی‌های امنیتی عربستان به سوی تهدیدات فوری و سیاست‌های جاه‌طلبانه صدام حسین معطوف شد. استراتژی آمریکا نیز یکباره از حضور ساحلی طی چندین دهه گذشته به حضور مستقیم و گسترده در کشورهای خلیج فارس و به ویژه عربستان سعودی تغییر یافت و سیاست «موازنه قوا» بین ایران و عراق جای خود را به «مهار دو جانبه» داد. در این شرایط روابط سیاسی و نظامی آمریکا و عربستان سعودی بیشتر گسترش یافت و آمریکا به فروش تسلیحات، احداث پایگاه‌های هوایی و عقد قراردادهای نظامی ـ امنیتی دوجانبه با سعودی‌ها پرداخت.

 

به رغم سطح بالای روابط دو کشور در این دهه، چالش‌ها و اختلافاتی نیز بین آمریکا و عربستان سعودی وجود داشت که در مقاطع بعدی بیشتر آشکار شد. سیاست خارجی معتدل و عمل‌گرایانه ایران در این مقطع باعث نزدیکی روابط ایران و عربستان و انتقاد سعودی‌ها از سیاست مهار ایران از سوی آمریکا شد. همچنین دهه 1990، شاهد گسترش خشونت و منازعه میان فلسطینی‌ها و اسرائیل بود و سیاست آمریکا در حمایت آشکار از اسرائیل دارای تاثیراتی منفی بر روابط دوکشور بود. مهم‌تر اینکه حضور مستقیم آمریکا در منطقه و به ویژه درعربستان سعودی و حمایت شدید از اسرائیل در مقابل فلسطینی‌ها، به رشد بنیادگرایی و گسترش اپوزیسیون داخلی در عربستان منجر شد؛ و این مسأله به عنوان یکی از متغیرهای بازدارنده روابط دو کشور در دهه بعد، ظهور و بروز پیدا کرد.

روابط آمریکا و عربستان سعودی در طول هفت دهه گذشته فراز و فرودهای بسیاری داشته اما هیچ گاه این روابط قطع نشده است. عمده ترین دلیل را هم می توان به نقش عربستان و نیاز آمریکا به این کشور نفت خیز دانست. از منظر مقامات آمریکایی نیز دو محور نفت و امنیت دلایل وجود رابطه ای نزدیک میان دو کشور می باشد.[7] در میان همه کشورهای عربی ،عربستان سعودی به طور پیوسته نزدیکترین هم پیمان آمریکا بوده است و روابط ( بر اساس نفت و منافع امنیتی ) به شکلی وسیعی یک معامله نافع میان دو کشوری که جوامع مطبوعاتیشان کمترین وجوه مشترک را در ارزش های فرهنگی و سیاسی دارند ، بوده است.

 



[1].موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر،اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی ؛تأثیر بحران عراق بر تحولات سیاسی عربستان سعودی، ترجمه ی محسن یوسفی،(تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر، 1386) ص103

[2] حسین دهشیار، « مثلث بقای دولت در عربستان سعودی: آمریکا، نفت و مذهب»، مطالعات خاورمیانه ، شماره 4 بهار 1385، ص 10

 

[3] داوود آقایی ، سیاست و حکومت در عربستان سعودی، تهران ، نشر کتاب سیاسی، 1368،ص40

[4] موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر ،همان، ص 78

[5] برای نمونه رجوع کنید به :

Congressional Research Service, Saudi Arabia: Current Issues and U.S. Relations, The Library of Congress, 2002,p7

 

 

[6] داوود آقایی ، همان ،ص 36

 

[7]Ibid,p11

درباره وبلاگ

جمله معروفی است: انقلاب ما برای صدور منتظر ویزا نمی ماند.
در اینجا سعی می کنیم محملی باشیم برای صحبت درباره ویزای صدور انقلاب.
مدیر وبلاگ : مسعود براتی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان